hang out و chill
فوریه 7, 2009 at 7:40 ب.ظ. 8 دیدگاه
hang out اصطلاحیه که خیلی خیلی زیاد استفاده میشه و فکر کنم الآن کم کم تو ایران هم ملت در حال استفاده کردنش باشند! به هر حال بهترین معادلی که الآن در فارسی براش می شناسم میشه «معاشرت کردن». (که شامل بیرون رفتن، ولگردی، غذا خوردن و هر کاری که با حضور شخص با اشخاص دیگر انجام بشه میشه) مثال:
- what do you usually do on weekends?
- it depends. go to a movie, hang out with friends, or just relax at home.
یا مثلا توی یک مهمونی از دور یه کسی رو می بینید و به دوستتون میگید:
- Hey look! Isn’t she Sarah? The one we met with Nathan last time?
- Yeah, it’s her.
- Cool! Let’s hang out with her a little bit and see what happens then!
- اونجا رو نیگا ! این اون ساراهه نیست که اون دفعه با نیتن بود؟
- چرا خودشه.
- ای ول! بیا بریم یه کم باهاش معاشرت کنیم ببینیم چی میشه!
یه معادل دیگه برای hang out هست chill . که البته معنی های دیگه ای هم میده.
- I’m just gonna chill with my friends at the mall today. (source: urbandictionary.com)
- امروز دارم با دوستام میرم خرید. (mall یعنی مرکز خرید.)
ورودی دستهبندی شده در: Uncategorized. برچسبها: .
8 دیدگاه مال خود را بیافزایید
پاسخی بگذارید
این نوشته را دنبالک کنید. | از راه آراِساِس در دیدگاهها مشترک شوید
1. Sarah | فوریه 7, 2009 در 8:10 ب.ظ.
!merci beaucoup
2. Sarah | فوریه 7, 2009 در 8:15 ب.ظ.
در ضمن این اون ساراهه نیست، یه سارای دیگه ست.
اما به هر حال Merci beaucoup
…
3. HoDa | فوریه 9, 2009 در 8:03 ق.ظ.
جداً chill این معنی رو هم می ده؟!
من فقط معنی سرد کردن و خونسرد بودن رو ازش می دونستم!!
خیلی مرسی!
4. shahab | فوریه 10, 2009 در 9:06 ب.ظ.
جناب گفته بودی نویسنده می پذیری…
خوشحال می شم اینجا چند تا نکته ای که می دونم رو بگم…
5. mahda | فوریه 11, 2009 در 7:24 ق.ظ.
خیلی جالب بود. ممنون.
6. Sarah | فوریه 11, 2009 در 11:04 ب.ظ.
خودت که آپدیت نمی کنی
بذار این آقای شهاب نکته هاش رو بگه حداقل
7. Iranian idiot | فوریه 14, 2009 در 2:13 ب.ظ.
Your Blog is lovable! It’s Special To me!
You could use the word: پريدن for «Hanging out», huh?!
8. somebody | مارس 9, 2009 در 2:08 ق.ظ.
.so good
did’nt know this